حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )

187

الزهد ( زاهد كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )

سپس عزرائيل ( فرشته مرگ ) نزديك او آيد و گويد : اى بندهء خدا ! آيا برات آزادى گردن ( حيات و زندگى ) خود را دريافت كرده‌اى ، امان نامه نجات از آتش را گرفته‌اى ، در زندگى دنيا به عصمت كبرى تمسّك جُسته‌اى ؟ پاسخ دهد : نَه ، ( چنين نكرده‌ام . بعد از آن ( فرشته مرگ ) گويد : اى دشمن خدا ! تو را بشارت باد به غضب و عذاب آتش خداوند ، آنچه كه اميد آن داشتى از دست داده‌اى ، از آنچه كه مىترسيدى بر تو وارد شده است . سپس جانش به تدريج و سختى خارج خواهد شد ؛ و سيصد شيطان مأمور مىشوند تا بر روح او آب دهان بيندازند و همگى بر چهره‌اش آب دهان خواهند انداخت كه از بوى آن اذيّت و آزار بيند . و چون او را در قبر گذارند ، درى از درهاى دوزخ گشوده گردد ، بدى بو و حرارت آن بر او داخل شود . 224 - عبد الصمد به نقل از بعضى اصحاب گويد : به امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ گفتم : خداوند امور شما را اصلاح نمايد ! كسى كه ملاقات با خدا را دوست دارد ، آيا خداوند هم ملاقات او را دوست دارد ؟ و آيا كسى كه ملاقات با خدا را خوش نداشته باشد ، خدا هم از ملاقات او ناخوشايند است ؟ فرمود : بلى ، گفتم : به خدا سوگند ! ما مرگ را دوست نداريم . فرمود : آن طورى كه تو فكر مىكنى نيست ، بلكه آن حالت هنگام جان دادن است ، همانا مؤمن موقعى كه آنچه را كه دوست دارد ببيند ، چيزى برايش محبوب‌تر نيست از اينكه مىخواهد بر خدا وارد شود و خداوند هم ديدار او را دوست دارد ؛ و اگر سختى و چيز ناراحت كننده‌اى ببيند ، پس چيزى مبغوض‌تر از ديدار خدا برايش نباشد ؛ و خداوند هم ملاقات او را مبغوض دارد . 225 - يحيى بن سابور گويد : شنيدم كه امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ در بارهء انسان كه هنگام مردن ، اشك از چشمانش مىريزد ، چنين مىفرمود : اين حالت هنگام نگريستن به اهل بيت رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ است ، سپس چيزهايى را مىبيند كه موجب شادمانيش گردد . سپس فرمود : آيا نمىبينى كه انسان وقتى چيز خوشحال كننده‌اى را مىبيند ، از چشمانش اشك مىريزد و مىخندد .